چشمه بادخان
موضوع دیگری که باید ذکر کرد چشمه «بادخان» است که چشمه کوچکی در نزدیکی استخر «چشمه علی» است که اکثرا معتقدند اگر با نحوه مخصوصی آن چشمه را به کثافتی آلوده کنند اثر آن این است که در جلگه دامغان باد شدیدی وزیدن خواهد کرد.در کتاب عجایب المخلوقات و کتب دیگری هم نوشته شده و بطوری که گفته می شد در قریب به هفتاد سال پیش گاهی به کسی اجرت و مزدی می دادند و از دامغان به محل چشمه بادخان می فرستادند که مراقبت کند کسی چشمه را آلوده نکند زیرا معمولا در ماههای تیر و مرداد بیشتر و در مواقع دیگر کمتر باد شدیدی وزیدن می گیرد که گاهی سه شبانه روز امتداد دارد و منطقه وزش این باد از روستای «قوشه» 36 کیلومتری طرف غرب و روستای «بک» در 12 کیلومتری طرف شرق شهر است و شدیدترین محل وزش باد از روستای «عوض آباد» قهاب صرصر(سرسر) تا شهر است و خسارات زیادی به محصول زراعتی و سر درختی دارد و چون از شمال به جنوب می وزد کلیه درختان رو به جنوب خمیده است و در اغلب روستاهای قهاب صرصر و قهاب پایین در سمت شمالی اراضی زراعتی به ارتفاع یک تا دو متر دیوار می کشند که خاک و شنی که باد از سطح زمین می آورد پشت دیوار بماند و زراعت را زیر نگیرد و این دیوار های را «باد» می نامند.
همین باد است که یاقوت حموی می نویسد
:«بادهای زیادی در آنجا می وزد و درختان دامغان از آن باد همیشه در اهتزاز است.»همچنین مرحوم عبدالله یاسائی در وصف باد های دامغان قطعه ای دارد بدین مطلع
:ز بس می وزد باد در دامغان
به رقص اوستادند اشجار آنکلاویخو که در سال 805 هجری از دربار اسپانیا به دربار تیمور لنگ می رفته می نویسد:«در دامغان باد سختی وزیدن گرفت ، هوا چنان بود که گوئی از دهانه دوزخ بیرون می آید . ناگهان یکی از بازها (عقابها) که با خود برای تیمور می آوردیم چنان از گزما آسیب دید که به خفقان افتاد و مرد.»
این گرمی و حرارت که کلاویخو می گویددر این زمان نیست و وقتی باد می وزد اگر تابستان باشد هوا سرد می شود
.این باد زیان های زیادی به دامغان می زند
. بسا شده است که کلیه میوه های باغهای را می ریزد و خوشه های گندم و جو را که درو نشده به هم می زند و دانه ها را به زمین می افشاند و سرمایبی موقع ایجاد می کند و محصول را تباه می کند . به هر حال مسلم این است که چشمه «بادخان» پدید آوردنده این باد نیست . هر وقت هوای شمال منقلب و باران و کولاک در مازندران و هزار جریب که با فاصله قسمتی از سلسله البرز با دامغان مجاورت دارد شدت داشته باشد فشار هوا از هزار دره هزار جریب به طرف جنوب سیر می کند و از دهانه تنگه ای که در دامغان آنرا «گیف تنگه» می گویند و تقریبا به محاذات عوض آباد است نفوذ می یابد.
منبع
کتاب : تاریخ و جغرافیای دامغان
نویسنده : علی اصغر کشاورز
سال چاپ : 1352
سایت های دامغان وبلاگ های دامغان پیر علمدار در نزدیک مسجد جامع دامغان ، گنبدی است به سبک ساختمان چهل دختران اما نه به آن ظرافت و زیبایی . قریب سیزده متر از سطح زمین تا نوک گنبد ارتفاع دارد و مقبره محمد ابن ابراهیم پدر ابوحرب بختیار ممدوح منوچهری است . در سال 417 قمری بنا شده است . در داخل گنبد کتیبه ای به خط کوفی و سورمه ای رنگ که از حیث هنر کم نظیر است ، وجود دارد. این گنبد ایوانی داشته که اکنون خراب شده و در دور آن کتیبه ای بوده که فعلا قطعه ای از آن بیشتر باقی نمانده که بر روی آن نوشته شده: «امر ببناء هذا المسجد الشریف المولی المعظم خلیفه العرب و العجم سلطان قضاه الشرق کافل مصالح الخلق رکن الحق و الدین .(بقیه از بین رفته) عمل حاجی این حسین بناء الدامغانی غفرالله له.» اگر گنبد پیر علمدار را مدفن محمد ابن ابراهیم پدر ابو حرب بختیار حاکم دامغان تصور کنیم باید بپذیریم که در زمان سلطنت سلطان مسعود غزنوی ، در فاصله سالهای 417 تا 430 هجری قمری به امر ابوحرب بختیار ممدوح منوچهری ساخته شده است . شاید وی معروف به بابا شجاع الدین بوده و اشتهار عنوان «پیر علمدار» و تناسب آن مانند «چهل دختران» معلوم نیست. منبع کتاب : تاریخ و جغرافیای دامغان نویسنده : علی اصغر کشاورز سال چاپ : 1352 مورخین یونانی چه می گویند؟ آنچه از مورخان یونانی در خصوص چشمه علی به نظر رسیده این است که «دیودر» می نویسد : «اسکندر چند روز در دامغان ماند و پس از آن به سمت هیرگانی (گرگان) حرکت کرد . اولین منزل او پس از طی چند فرسخ راه در دامنه کوهی در دهنه ای اتفاق افتاده بود که رودخانه ای معتبر موسوم به «استی بوئت» در این دره جریان داشت که ابتدا از چشمه بیرون می آمد . تقریبا مسافتی به خط مستقیم جریان داشت بعد به کوه کوچکی برخورده از آنجا تغییر در جریان آن به هم می رسید و از دره تنگی عبور کرده بعد از این که از دره خارج و به جلگه داخل می شد ، صحرای هکاتم پلیس(قومس) را مشروب می ساخت. «پولپ» مورخ دیگر یونانی می نویسد در سال 206 قبل از میلاد «انتوکوس»سوم از سلاطین «سلوکوس» وقتی از عقب «اردوان» اول پادشاه اشکانی به طرف مازندران می رفت چندی در منبع کتاب : تاریخ و جغرافیای دامغان نویسنده : علی اصغر کشاورز سال چاپ : 1352 از آقای رضوانی و کلیه بروبچ دامغان سیتی هم برای فرستادن دعوتنامه جی میل ممنونم عقاید مذهبی درباره چشمه علی در اطراف و در داخل استخر چشمه های زیادی است که از آنها کم و بیش آب خارج می شود و یکی از آنها که در پای درختی کهن است و آب با فشار از آن می آید می گویند سم اسب حضرت علت اینکه به این چشمه منبع کتاب : تاریخ و جغرافیای دامغان نویسنده : علی اصغر کشاورز سال چاپ : 1352 امامزاده جعفر مطابق نوشته ای که در طرف مقابل درب ورودی صحن است این چنین ذکر شده : «هذا قبر الامام الهمام المقتول المقبول ، قره عین الرسول جعفر بن علی بن حسین بن علی بن عمر بن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب سلام الله علیه.» گنبد امامزاده از میزان متعارف بلندتر است و قبر در وسط ، صندوق چوبی کنده کاریی که از حیث صنعت و هنر قابل توجه است در روبرو نوشته شده است صحن امامزاده مربع و مستطیل است و از درب خیابان منوچهری در چهار طرف بقعه چهار طاق نماست که هر یک دری به داخل امامزاده دارد تا سال این کاشی ها فیروزه ای و سورمه ای و سبز رنگ و به شکل کثیرالاضلاع بوده است منبع کتاب : تاریخ و جغرافیای دامغان نویسنده : علی اصغر کشاورز سال چاپ : 1352
هکاتم پلیس(قومس) توقف کرد بعد در دامنه کوه «لبوتا» که اول منزل او به جانب مازندران بود رسید و کنار چشمه «استی بوئت» که از کوه «لبوتا» بیرون می آمد دومین منزل او شد و از آنجا به «سیرنگس»(ساری) رفت و اردوان را شکست داد . اطلاق لغت «لبوتا» به کوه شمالی دامغان و «استی بوئت» به «چشمه علی»اسمی است که در آن زمان یا به این سلسله کوه و این چشمه
می شده و یا اساسا لغتی یونانی است.
علی بن ابی طالب (ع) در اینجا فرو رفته و آب بیرون آمده و قطعه سنگ بزرگی که روی آن نقشی دارد کنار این چشمه است و درخت چنار کهنی که زائران چشمه علی به شاخه های آن قطعات پارچه گره کرده و به اصطلاح «دخیل» بسته اند.
(الی بلاغ = پنجاه چشمه) از چه زمان به این سرچشمه گفته و مشهور شده و نام سابق آن چه بوده و چه شده است که نام ترکی به خود گرفته در حالی که آنچه به یاد دارم و از سابقین هم شنیده ام در دامغان حتی یک نفر ترک زبان نبوده و نیست و در اوائل عمرم فقط یک نفر دکان دار آذربایجانی دیدم که صادق نام داشت و کلیه اهالی او را صادق ترک می گفتند و اینکه چشمه «الی بلاغ» است در گنج دانش و بعضی کتب دیگر دیده ام و اگر این تسمیه را نپذیریم معلوم نیست چه بوده که به این صورت تبدیل گردیده است.

آیه الکرسی از قرآن مجید و نادعلی ، و لافتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار و چهارده معصوم کنده کاری شده است.
شیر و خورشید و در برخی از آنها اشعاری به فارسی و عربی بوده است.
